انقلاب ایرانی الگوی جهانی

بیداری مسلمانان جهان

عاشورای حسینی الگویی برای بیداری اسلامی
نویسنده : سال جهاد اقتصادی مبارک - ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٦

            

 با بیداری اسلامی ملت‌ها خواهان کرامت انسانی و عزت شدند. امام حسین نیز که برجسته‌ترین نماد عزت، آزادگی و مکارم انسانی است، الگوی بارز و مصداقی ارزشمند از صلابت و ایثار برای انسان‌های آزاده است.


همه ساله با فرارسیدن ماه محرم وایام عزاداری عاشورا ی حسینی شیعیان و دلداده گان امام حسین علیه السلام حال وهوای دیگری به خود می گیرند اما امسال برای برخی شیعیان مظلوم آن حضرت و مسلمانان محرم سال ۱۴۳۲و ایام عاشورای حسینی، ایام خاصی خواهد بود؛ چرا که در این ایام به دور از سران فاسد و وابسته غربی به عزاداری سالار شهیدان خواهند پرداخت و موج بیداری اسلامی در سایر کشورهای مسلمان منطقه نیز که می توان گفت با الهام گرفتن از فرهنگ عاشورایی شکل گرفته است با سرعت خاصی پیش خواهد رفت.

 

اهداف قیام عاشورا و بیداری اسلامی

هدف و انگیزه اصلی مردم کشورهای مسلمان و زجرکشیده منطقه که شاهد قیام‌های عمومی در آنها هستیم، نابودی ظلم، استبداد، استکبار و برپایی حکومت عدل الهی و اجرای احکام اسلامی به عنوان “معروف” و جلوگیری از وابستگی به اجانب و بیگانگان به عنوان “منکر” است. اینها همان انگیزه و هدف امام حسین از قیام عاشورا بود، آنجا که می فرماید: «انما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدّی ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیرة جدّی و ابی علی ابن ابی طالب»؛ یعنی هدف من از این سفر، امر به معروف و نهی از منکر و خواسته‌ام از این حرکت، اصلاح مفاسد امت و احیای سنت و قانون جدم، رسول خدا و راه و رسم پدرم، علی‌بن‌ابیطالب است.

اگر یزید بن معاویه تجاهر به فسق و فجور داشت، دولت‌های وابسطه در کشورهای تونس، مصر، لیبی، یمن و کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز همانند دولت فاسد یزید دچار فسخ و فجور بودند. به عنوان نمونه باید گفت اسلام‌زدایی تا آنجا در برخی از کشورها همچون تونس پیش رفته بود که رفتن به مسجد جرم محسوب می شد.

 

آزادگی و کرامت انسانی

ملت های مسلمان منطقه ده‌ها و صدها سال بود که تحت ستم دولت‌های وابسته به غرب و اسرائیل همواره تحت شدیدترین اهانت‌ها و بی‌حرمتی‌ها بودند و همواره عزت و کرامت انسانی آنها مورد اهانت قرار گرفته و در مقابل ایادی غرب و اسرائیل همواره با دیده تحقیر نگریسته می‌شدند اما با بیداری اسلامی ملت‌ها خواهان کرامت انسانی و عزت شدند که امام حسین به عنوان برجسته‌ترین نماد عزت، آزادگی و مکارم انسانی است و انسان‌های آزاده او را الگوی بارز و مصداقی ارزشمند از صلابت و ایثار می‌دانند و با تاسی از آموزه‌های نهضت عظیم آن امام همام تحولی شگرف در دنیا پدید می آورند.

 

شیوه مبارزه قیام عاشورا و قیام ملت‌های منطقه

در فرهنگ مکاتب مادی، نباید “مشت به نبرد با درفش برود” اما مردم مسلمان منطقه همانند قیام امام حسین که با عده ای قلیل در مقابل انبوهی از لشگریان یزید ایستاد و مبارزه کرد همانند نهضت عاشورا و روحیه شهادت طلبی امام حسین و اصحابش در مقابل رژیم‌های وابسته به استکبار که تا بن دندان به آخرین تجهیزات جنگی و امنیتی مجهز بودند قیام کردند و با شعارهای “اللَّه اکبر” و با روحیه شهادت طلبی به مبارزه با ایادی استکبار شتافتند و از مرگ نهراسیده و با روحیه شهادت طلبی به مبارزه با ایادی ظلم پرداختند. کیفیت مبارزه و اینکه قیام در مقابل حکومت قلدری که همه جا را در دست دارد، با یک عده معدود چه طور باشد، اینها چیزهایی است که حضرت سیدالشهدا به ملت آموخته است.

 

روحیه همبستگی و الهام‌بخشی به قیام‌های بعدی

ایجاد روح وحدت و همبستگی در میان مسلمانان و نفوذ اسلام تشیع در دل‌های آنان از مهم‌ترین پیامدهای عاشورا بود. استاد “حسن ابراهیم حسن” می نویسد: شهادت امام حسین علیه السلام در تهییج شیعیان و وحدت بخشیدن به آنها تأثیر بسیاری داشت. قبل از این رخداد، شیعیان پراکنده بودند زیرا شیعه‌گری یک نظریه سیاسی بود که در دل پیروان خود نفوذ نکرده بود و هنگامی که حسین علیه السلام شهید شد، شیعه‌گری با خون آمیخته گشت و در اعماق قلوب شیعیان نفوذ کرد و عقیده راسخ آنان شد. (۱)

قیام عاشورا، در حقیقت مشعل فروزانی برای شیعیان و سرمشقی برای قیام‌های علویان بود. علامه “مُقّرم” می گوید: «یکی از نتایج قیام سیدالشهدا علیه السلام این بود که در علویان تأثیر بزرگی گذاشت. پس از حادثه کربلا، هر یک از فرزندان علی علیه السلام که می خواستند قیام کنند، از جهاد امام حسین علیه السلام سرمشق می گرفتند.» (۲) می توان چنین گفت که این قیام، توانست نیروهای پراکنده شیعه را متحد سازد و زمینه همبستگی سیاسی، تشکل و سازمان دهی آنان را فراهم کند.

در قیام ملت‌های مسلمان منطقه نیز وقتی با قیام جوانان و مردم آزاده تونس که از ستم دولت و طاغوت زمانه خود به ستوه آمدند، طاغوت زمانه خود را با دستان خالی اما با روحیه اسلامی و شهادت طلبانه ساقط کردند؛ این قیام الگویی برای قیام سایر ملت‌ها و ملت مصر شد و پس از ملت و مردم مصر، قیام ملت مصر نیز الگوی برای لیبی و کشورهای دیگر شد.

 

نمایان‌شدن چهره اسلام واقعی

مهم‌ترین اثر قیام عاشورا، تفکیک اسلام راستین از اسلام دروغین بود. کربلا، توطئه سقیفه را افشا کرد و غاصبان خلافت پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم را به جامعه نشان داد و فرق بین خلافت اسلامی و سلطنت موروثی را بر مردم آشکار ساخت. علامه شهید “سید حسن شیرازی” می گوید: «امام حسین علیه السلام با شهادت خود توانست حساب خلافت انحرافی را از اسلام جدا کند و پرده از واقعیت عنصر اموی بردارد تا مردم متوجه شوند خلافت بنی امیه، یک حکومت جاهلی است که لباس اسلام بر تن پوشیده است. بدین ترتیب، مردم دریافتند که حکومت اموی، یک سلطنت ظالمانه است که هیچ ربطی به اسلام ندارد… بر اثر قیام امام حسین علیه السلام ماهیت حقیقی تمام خلفای پس از حضرت بلکه پیش از حضرت هم کشف شد و لذا خلفای دیگر از امویان، عباسیان و عثمانیان نتوانستند کارهای نامشروع خود را به نام اسلام، انجام دهند.»

در قیام ملت‌های منطقه نیز چهره اسلام محمدی نمایان شد و چهره اسلام آمریکایی که دولت‌های منطقه آن را به مردم خود تحمیل کرده بودند، آشکار شد. اگر تا دیروز افراد نالایقی که با نام سران کشورهای اسلامی از غرب دستور می گرفتند و دستورات دولت‌ها و سران سرویس های اطلاعاتی غرب را تحت عنوان شریعت اسلامی به ملت ها تحمیل می کردند و مردم مظلوم نیز مجبور به اطاعت بودند اما امروز دیگر چهره واقعی اسلام برای مسلمانان آشکارتر شده است و مردم منطقه به خوبی آن پادشاه فاسد که خود را خادم الحرمین می نامد به خوبی می شناسند و می دانند که این افراد خادمین حرمین نبوده بلکه خادم ونوکر دولت‌های غربی هستند.

از طرفی قیام ملت‌های مسلمان همانند قیام عاشورا چهره واقعی دموکراسی غربی را که سال‌ها بلکه قرن‌ها ملاک سنجش دولت‌ها و ملتها بود، برای دنیا آشکارتر ساخته است به طوری که دولت‌های غربی و آمریکا را با یک چالش بسیار بزرگی مواجه کرده است و ملت‌های این جوامع نیز دست به قیام زده و خواهان اجرای عدالت هستند.

 

الگو شدن مسلمانان برای سایر ملل

قیام خونین امام حسین نه تنها مورد اعجاب و تحسین مورخان اسلام واقع شد، بلکه مستشرقان و بعضی اسلام شناسان اجنبی نیز آن را حرکتی عظیم و تحسین برانگیز دانستند. پرفسور “براون” می گوید: «…گروه شیعه، به قدر کافی هیجان و از خودگذشتگی نداشتند اما پس از رخداد عاشورا، کار دگرگون شد و عواطف سست‌ترین مردم به هیجان درآمد؛ چنان که نسبت به رنج و خطر و حتی مرگ، بی اعتنا شوند.» (۳)

استاد “نیکلسن” هم می گوید: «حادثه کربلا، مایه پشیمانی و تأسف امویان شد، زیرا این واقعه شیعیان را متحد کرد و برای انتقام حسین علیه السلام هم صدا شدند.» (۴) “فیلیپ” نیز می نویسد: فاجعه کربلا، سبب جان گرفتن و بالندگی شیعه و افزایش هواداران آن مکتب شد، به طوری که می توان ادعا کرد آغاز حرکت شیعه و ابتدای ظهور آن، روز دهم محرم بود.

قیام ملت‌های مسلمان منطقه و ساقط کردن دولت‌های فاسد نه تنها باعث بیداری کل جهان اسلامی شده است بلکه این قیام و اهداف آن الگویی برای ملل کشورهای غربی و جنبش‌های اجتماعی و سیاسی آنها شده است. اگر تا چندی پیش غربی شدن و غربی زندگی کردن آمال و آرزوی بخش زیادی از ملت‌های مسلمان بود اما امروزه ملل کشورهای غربی از آمریکا گرفته تا انگلستان، فرانسه، ایتالیا و سایر کشورها با اعلام این که ما در این قیام‌ها از قیام ملت مصر و تحولات منطقه الگو گرفته‌ایم، سعی کرده‌اند در مبارزه با حکومت‌های خود همانند قیام ملت‌های اسلامی با دولت‌های خود رفتار کنند.

 

درسی برای جهاد و شهادت

قیام عاشورا درس دین باوری، ایثار، شجاعت، شهامت و جهاد در راه خدا، امر به معروف و نهی از منکر و روحیه ستیزه‌جویی پرخاش‌گری و جسارت در مقابل حکام جور را در مسلمانان ایجاد کرد و پیروان مکتب اهل بیت را به عنوان سرسخت‌ترین حامیان دین پیامبر معرفی کرد.

مبارزان و رهبران شیعه، در تاریخ جنبش‌های حرکت آفرین خود، صحنه‌های اعجاب‌انگیزی از رشادت، شجاعت، فداکاری و ایثار خلق کردند و هرگز بیم و ترسی از قدرت حاکم به دل راه ندادند و در برابر هیچ حکومت ظالم و سخت‌گیری تسلیم نشدند و در مقابل موج‌های سهمگین و طوفان‌های بنیان‌کن، با گذشتن از گذرگاه شهادت، همواره قد برافراشته بودند. بهایی که رزمندگان شیعه در تداوم خط سرخ انقلاب حسینی، در طول تاریخ برای برافراشته نگاه داشتن این پرچم پرافتخار داده اند، ناچیز نبوده است. در هر زمانی مبارزی سخت کوش از شیعه، این پرچم را بر دوش داشته است.

و امروزه پرچم جهاد و شهادت بر دوش تمامی ملل تحت ستم منطقه قرار گرفته است.

 

پی‌نوشت:

۱٫ حسن ابراهیم حسن؛ تاریخ سیاسی اسلام، داراحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۹۶۴ م، ج۱، ص ۳۹۹٫

۲٫ عبدالرزاق موسوی مقرم؛ رهبر انقلاب خونین کوفه، ترجمه عزیز الله عطاردی، نشر جهان، تهران، ۱۳۵۷ ش. ص ۱۳۲٫

۳٫ حسن ابراهیم حسن؛ تاریخ سیاسی اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاینده، سازمان انتشارات جاویدان، ۱۳۶۶ ش. ج۱٫ ص ۳۶۵۲٫

۴٫ همان؛ ج۱٫ ص ۳۶۵۲


comment نظرات ()